کاپا - این یک راز است

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

کاپا  -  این یک راز است

میان همه‌ی روزمره‌گی‌ها
ساده و صاف آنچه که می‌شود به نوک قلم نوشت
(به جز خط انسانیت، هیچ خط قرمزی وجود ندارد)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۵
کــاپــا

آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیافتد/ رویا ببارد/ دختران برقصند/ قند باشد/ بوسه باشد/ و خدا بخندد به خاطر ما

ما که کاری نکرده‌ایم...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۰
کــاپــا

وقتی از میان کلی کاغذ  با رنگ‌های مختلف و ابعاد مختلف که خیلی‌هاشان در هم و برهم و پر از فرمول و نوشته و متن و شعر و فلان و بهمان هستند و حسابی کلافه‌ات کرده‌اند و آنچه را که میخواهی پیدا نمیکنی ولی در عوض چیزی یهو پیدا می‌شود که روی کاغذ کاهی‌ای در آستانه پاره شدن است  و یک تکه اش قشنگ است:

"و بهار می آید و تو می‌آیی و برگ‌ها از آمدنت سر بر می‌آورند و تو در پاییز میروی و برگ‌ها کاسه آب بدست، خودشان می‌ریزند پشت پایت...

چه ساده اند مردمی که باد را دلیل افتادنشان می دانند..."

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۵۱
کــاپــا

حرف و عمل عین زندگی و مرگ میمونن اگرچه به هم چسبیدن ولی تفاوتشون خیلی ـه !

حرف رو میشه کمش کرد یا زیاد بزرگش کرد یا کوچیک کاه ش کرد یا کوه، اصلاً میشه انکارش کرد یا راستش کرد یا دروغ ...

 حرف که باد هواست... در موردش صحبت نکنیم.

به قول سعدی (که اکثرا مصرع دومشو میدونن و مصرع اولشو نه)

بزرگی سراسر به گفتار نیست ***دوصد گفته چون نیم کردار نیست


به عمل کار برآید به سخندانی نیست...! نیست جانم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۰۶
کــاپــا


آهنگ از نازی عزیزی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۳۵
کــاپــا


آهنگ از سمیرا

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۳۸
کــاپــا

هر تیر که در کیش ست، گر بر دل ریش آید —— ما نیز یکی باشیم از جمله قربانها

هر کو نظری دارد،با یار کمان ابرو —— باید که سپر باشد، پیش هـــــــــــــمه پیکانها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش —— میگویم و بعداز من گویند به دورانها


پی‌نوشت

۱. کسانی هستند که دارند از یاد میروند! همان‌ها که قبلا زمزمه پدران و مادران ما برای ما بودند!

۲. و این بهانه ای بود برای همان‌ها

۳. اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۰۴
کــاپــا

یادم میاد دبیرستان که بودم برای تعمیر یه درِ چوبی یه نجار که اتفاقاً یکی  آشناهای دورمون هم بود اومده بود خونمون. در حین کارش پرسید گفت درس میخونی گفتم آره گفت چی؟ گفتم ریاضی فیزیک. یکم تمجید کرد که باریکلا ریاضی فیزیک خوبه اما انسانی خوب نیست همشون الافن!۱ و فلان و اینها... خلاصه این بنده خدا با اینکه خیلی سواد هم نداشت، ولی معلوم بود ذهن جالبی داره. ازم پرسید مگه زمین نمی‌چرخه؟ گفتم چرا می‌چرخه گفت پس چرا نمیشه پرید بالا و منتظر موند تا زمین بچرخه و یه جای دیگه اومد پایین! که دیگه نیاز نباشه این همه هزینه ی سفر با هواپیما کرد؟

                                        

یعنی آیا امکانش هست شما بتونین با هلی‌کوپتر تو تهران از زمین جدا شین و چند ساعت تو هوا معلق بمونین که زمین بچرخه و بعدش تو پاریس بیایید روی زمین؟! اون موقع جوابی برای این سوال به شکل خیلی شفاف نداشتم که چرا چنین پدیده ای رخ نمیده و سما بازهم با وجود چرخش زمین و معلق بودن تو هوا بازم تو تهران می‌مونید!

سوال جالبیه نه!
اما واقعیت اینه که درسته شما تو هوا معلق هستین اما جاذبه که بیکار ننشسته که ! جاذبه عین یه میله نامرئی شما رو بالای همون نقطه نگه میداره و با چرخش زمین شما از بالای اون نقطه تکون نمیخورید.
بذارید یه مثال ساده بزنم، فرض کنید دوتا گلوله رو با یه میله به هم بستین خب اگه یه گلوله رو هر طرف که حرکت بدین اون یکی هم همون طرف حرکت میکنه، چون میله بین این دوتا هر نیرویی رو که به گلوله اول وارد میشه رو به گلوله دوم هم وارد میکنه. حالا یکم مثالمونو ارتقا میدیم: فرض کنید دوتا آهنربا دایم که به دو طرف یه شیشه چسبیدن. اگه شما یکی رو که حرکت بدین همزمان،  اون یکی هم اون طرف شیشه حرکت میکنه در عین حالیکه این دفعه دیگه میله‌‌ای یا چیز صُلب دیگه ای این دوتا رو به هم متصل نکرده!

                                     
چیزی که اینجا نقش اون میله رو داره بازی میکنه میدان مغناطیسیه مابین دو آهنرباست....
حالا همین اتفاق مابین زمین و یه جرم معلق تو هوا اتفاق می افته! درسته چیزی اون جسم معلق رو چیزی به زمین وصل نکرده اما میدان جاذبه عین مثال آهنرباها داره اتفاقاتی رو که برای زمین می‌افته رو به جسم منتقل میکنه! بنابراین اگه زمین بچرخه شما هم که تو هوا معلق هستید، می‌چرخید و بنابراین نسبت به مکان اولیه تون جابجا نمیشید!

                                   

حالا فقط یه چیزی که این وسط گفتنش خالی از فایده نیست اینه که میدان های ما بین دو آهنربا یا بین زمین و یه جسم، هر چی فاصله زیاد تر میشه عملکردشون ضعیف تر میشه و از یه فاصله مشخصی به بعد دیگه علم نمی کنن.

مثلا اگه دوتا آهن‌ربا رو خیلی از هم دور کنید دیگه اثری رو هم ندارن و یکیشون رو که حرکت بدین دیگه اون یکی حرکت نمی کنه برای سیستم زمین و جسم هم همین طوره! اگه جسم مورد نظر خیلی از زمین دور بشه دیگه جاذبه زمین رو حس نمیکنه  برا خودش آزاددانه حرکت میکنه.

بنابر این اگه میخواید با روش معلق بودن تو هوا سفر کنید باید تقریبا از جاذبه زمین خارج بشید و منتظر باشید تا زمین بچرخه و دوباره روش فرود بیاید. البته این روش هم درد سر هایی هم داره ! و امکان داره هموم بلایی سرتون بیاد که سر شهاب‌سنگا میاد !


پی‌نوشت:

۱.البته الان به شکرانه‌ی برخی چیزها همه الافن...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۰۵
کــاپــا

شیشه های رفلک (بازتابی) که در منزل یا شاید در جاهای دیگر دیده باشید مبتنی بر فیزیک ساده‌ای می‌باشند. این شیشه ها در روز، نور بیرون را بازتاب می‌کنند. و باعث می شود که شما همانند یک آینه از بیرون آن‌را مشاهده کنید. البته مقداری از نور نیز به داخل عبور می‌کند که باعث می‌شود که شما از داخل، محیط بیرون را بتوانید مشاهده کنید.

در این شیشه‌ها که هم نوع تک لایه و دو لایه دارند معمولا از یک لایه اکسید فلزی (بیشتر آلومینیوم و نقره) درون شیشه استفاده می‌شود که خاصیت بازتاب کنندگی آن در طول موج‌های نور، فرابنفش و مادون قرمز زیاد است. بنابراین باعث می شوند درصد قابل توجهی از نور و گرما بازتاب شود.

شما در روز از بیرون این شیشه‌ها را همانند آینه می‌بینید چراکه بیشتر نور خورشید را بازتاب می‌کنند، از طرفی داخل را نمیتوانید مشاهده کنید چرا که نوری که از داخل خانه قصد عبور به بیرون را دارد نیز بازتاب می شود و کمتر بیرون میآید و چون نور داخل خانه در طول روز کم است، شدت نور بیرون آمده به حدی کم است که نمی‌توان از داخل خانه چیزی را مشاهده کرد! مخصوصا در حضور نور آفتاب. بنابراین افراد بیرون خانه  شیشه را مثل یک آینه می‌بینند در حالی که افراد داخل خاننه میتوانند بیرون را ببیند. (چون با این حال که بیشتر نور در حال بازتاب شدن از شیشه است اما چون در طول روز شدت نور خورشید زیاد است، مقداری هم که عبور می‌کند قابل توجه است و میتوان بیرون را مشاهده کرد.)

اما در شب چون نور محیط از بین رفته و محیط تقریبا بیرون تاریک می‌شود و از طرفی داخل خانه روشن است، فرآیند برعکس می شود یعنی کسانی که داخل هستند شیشه را همانند یک آینه می بینند و کسانی که بیرون هستند میتوانند داخل خانه را ببیند.

بنابراین در اینجا شدت نور مشخص می‌کند ما بیشتر در کدام جهت بازتاب و در کدام جهت عبور بیشتری را ما مشاهده کنیم.

             

این خاصیت باعث می‌شود که این شیشه ها به علت بازتاب بیشتر نسبت به شیشه های معمولی انرژی کمتری را به بیرون خانه نشت دهند. عینک‌های بازتابی نیز دارای لایه‌هایی می‌باشند که نور را بیشتر بازتاب می‌کنند و مکانیزم کارشان مشابه آن‌چه گفته شد می‌باشد ولی معمولا در عینک ها تعداد لایه‌های بیشتری و ظریف تر استفاده می‌شود.

و همه‌ی اینها را گفتیم که وقتی یه شخصیتی را مثل این دیدید، بدانید و آگاه باشید که عینکش چطور بازتاب می‌کند نور را !آرام


پی‌نوشت

۱. عجب عینک قشنگی!چشمک

۲.باشد که رستگار شوید...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۴۲
کــاپــا

رفتم در میخانه! خوردم دو سه پیمانه! زان چیز که جوان سازد....

من و مست و تو دیوانه ! ما را که برد خانه؟!!!

دِ جواب بده دیگه دلبر عزیز؟!

میخانه - هانی


پی نوشت

1. زان چیز که جوان سازد می طلبد یک دوبیتی سروده شود (اولین دو بیتی 94) در باب باب شدن! عمل های زیبایی برای جوان تر شدن!

مرو پولــــــــــــت بده بر دست دکتر .... وزان مِی که جوانَت می کند خُور

که تا چشمی زنی بر هم شَود طِی .... بِســـــــــان رُود و پُر از او رَوَد کُر

2. باشد که رستگار شوید چشمک

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۱
کــاپــا

بیشتر مکالمه ای که عید در بین این دید و بازدیدها می شنوید:

نفر اول: سلام سال نو مبارک.

نفر دوم: به به سلام (ماچ) خیلی خوش (ماچ) اومدید (ماچ) سال (ماچ) نو شما هم مبارک (ماچ)


پی نوشت:

1. این ماچ تو ظاهرا تو ایران هست فقط! تو فیلمهای خارجی ما که تاحالا ندیدیم همدیگه رو اینجوری ماچ کنن

2. میدونم همه شما بچه های خوبی هستین اما الان میگین تو فیلمای خارجی یه چیز دیگه میکنن! (شایدم میگیرن!)

3. لذا به همین خاطر خودم و شما رو به تقوای الهی دعوت میکنم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۴۵
کــاپــا

سالها می آیند اما نمی روند، در ما ذخیره می شوند

عین آجرهای سنگین که درون یک  کیسه ریخته می شوند...

آجرهایی که با ذره های خاک ثانیه هایمان قالب زدیم

و ما هی سنگین تر می شویم!  آنقدر که دیگر جست و خیز کودکانه سخت می شود

آنقدر که اصلا فراموش می شود

آری سنگین شده ایم

و این بار سنگین ...

حتی آنقدر سنگین که آسمان به این بزرگی نیز توانایی حملش را ندارد

و از این همه جنبنده، این سزای ماست

سزای انسان بودن...

 و این برای این بیت بود:

آسمان بار امانت نتوانست کشید    قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۲۹
کــاپــا

امروز تو ایستگاه مترو بودم و تا رسیدم دیدم در مترو بازه و و مردم دارن صیغه ی فشار روی هم اجرا میکنن، با اینکه عجله داشتم ژست با فرهنگ بودن گرفتم و اومدم روی صندلی نشستم تا قطار بعدی بیاد...

تو این مدت باد سردِ به نسبت آرومی هم تو ایستگاه جولان میداد یه برگ نمیدونم چی چی هم هی تو هوا غلت میخورد...

اینجا بود که یک جمله بزرگانه از ذهنم تراوش شد!:

سبُک که باشی حتی باد هم تو را به بازی خواهد گرفت...

حالا به یکی اینو گفتم گفت نترس تا یه هفته دیگه به اسم نیچه همینو برات اس ام اس میکنن!

و اینجا بود که برای اولین بار از قانون کپی رایت خوشم آمد و جای خالی اش را در ایران لمس کردم!


پی نوشت

1. دوستان گرامی خواهشاً قانون کپی رایت را رعایت کنین خب! بگین به قول کاپا: سبک که باشی ....

2. قطار بعدی که اومد باز هم پر بود اینجا بود که یاد ضرب المثل وقت طلاست! افتادم و...

3.و دیگر هیچ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۳۶
کــاپــا

«وقتی نابغه‌ای حقیقی در دنیا پیدا می‌شود می‌توانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهش متحد می‌شوند.»۱

داستان انتشار اتحادیه‌ی ابلهان نوشته‌ی جان کندی تول داستان غریبی است. جان کندی کتاب را در سی سالگی نوشت و بعد از اینکه هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نرفت به زندگی خود پایان داد. مادرش یازده سال تلاش کرد تا بالاخره دانشگاه لوییزیانا راضی به انتشار کتاب شد. کتاب به محض انتشار غوغا به پا کرد و همان سال - 1981 - جایزه پولیتزر را ربود. شاید بتوان محبوبیت کتاب را با ناطور دشت سلینجر مقایسه کرد.

 

ایگنیشس جی رایلی، قهرمان داستان، یک متخصص قرون وسطا است که تمام دنیا را از دریچه‌ی کتاب تسلای فلسفه‌ی بوئتیوس، فیلسوف قرون وسطایی، می بیند. تمام زندگی اش فلسفه بافی است و انزجار از جامعه‌ی آمریکا.  او که یک دن کیشوت امروزی است، وادار می شود از خلوت خود بیرون بیاید و با جامعه ای که از آن متنفر است روبه‌رو شود و به شیوه‌ی دیوانه‌وار خود با آن بستیزد. بسیاری از منتقدان، اتحادیه ابلهان را بزرگ‌ترین رمان کمدی قرن می‌دانند.

رمان اتحادیه‌ی ابلهان توسط پیمان خاکسار به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آنرا منتشر کرده است.


پی‌نوشت:

۱.جاناتان سوئیفت (نویسنده سفرهای گالیور)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۳۱
کــاپــا

ما خوشمان آمد خانم دکتر هم!چشمک

بشنو ی‌د...


پی‌نوشت:

۱. با هندزفری گوش دهید

۲.و دیگر هیچ...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۰۳
کــاپــا