کاپا - این یک راز است

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

آخرین مطالب

و تمام رسالت من این خواهد بود که یک لیوان شراب قرمز را از میان هزاران جنگ و خون‌ریزی و توحشِ افسار‌گسیخته به سلامت بگذرانم

تا با خدای صلح‌جوی خود مستانه نوش کنیم و باز هم به ریش این خدایِ کریحِ جنگ‌خواه بخندیم... 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۳ ، ۱۲:۱۵
کــاپــا

قطعا فرق هست بین زنده‌مانی و زنده‌گانی! هست؟!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۳ ، ۰۰:۴۸
کــاپــا

یک فال ما داریم به نام: فال برگ درخت!

این فال تنها توسط درخت کاج سوزنی قابل انجام است!

روش انجام:

هنگامی که در خیابان راه می‌روید و کسی حواسش به شما نیست و یک درخت کاج سوزنی هم موجود است،

یواشکی به درخت دست بیازید و یک چندتایی از برگ هایش را بِکَنید.

حالا یک برگ یک برگ با خودتان بگویید:

من آدم می‌شوم -آدم نمی‌شوم -می‌شوم -نمی‌شوم- می‌شوم- نمی‌شوم و....

آخرین برگ مشخص می‌کند که آدم می‌شوید یه نه!

فقط بی زحمت این فال را که گرفتید و نتیجه این بود که آدم نمی‌شوید بیایید اینجا بگویید خنده

اولا هم من از تنهایی در میامچشمک

ثانیا دور همی بشینم یه فکری به حال خودمون بکنیمآرام


پی‌نوشت

۱.مادرم راست میگه! من آدم نمی‌شم...

۲. فال ها هم اکثرا اینو بهم میگن!

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۳ ، ۲۲:۳۸
کــاپــا

شماره‌ی سی و یک منتشر شد.

بگیرید، بخوانید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۳ ، ۱۵:۵۲
کــاپــا

فراموشی خوب است 

آدم غمش را یادش می‌رود

دوست نداشته‌هایش را همیشه جلوی چشمش آویزان نمی‌بی‌ند

و هرچه را که یک آدم بدش می‌آید، با فراموش شده‌کردن! می‌توان مچاله کرد، دور انداخت و دائم میانش غلت نخورد...

اما به قول ویل دورانت در عصری زندگی می‌کنیم که حتی غریزه نیز فراموش شده است و برای ساده‌ترین‌ها نیز باید فکر کرد.

این‌که چطور باید راه رفت...

کجا باید خندید؟ کجا باید گریه کرد!

آدم‌ها وقتی دلی باشند چیز خوبی از آب در می‌آید

اما وقتی می‌خواهند فکر کنند که  برخی کارها را بکنند، به هر چه هست و نیست گند می‌زنند...

باور کنید برخی چیزها مال ذات ما آدم هاست!! باید با دل انجام‌شان داد

اما هی استدلال می‌کنیم و هی گند میزنیم به ...

عقل یک دیپلمات محافظ‌کار است ، و برخی کارهای بزرگ یک انقلابی کله‌خر می‌خواهد!

و این چیزی است که ما فراموش کرده‌ایم...

و این فراموشی بد است! بد است ملت !!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۳ ، ۰۱:۰۰
کــاپــا

یه راز تو زندگی اکثر آدم ها هست که همه سعی می‌کنند قایم‌اش کنند از همه،

حتی از خودشان!

اینکه می‌توان گوسفند شد و نفهمید و لذت برد و مُرد

تا این‌که گوسفند نبود و درد سر کشید و بُرد

البته گوسفند نبودن قطعاً بهای سنگین‌ی دارد که ممکن همه نتوانند بپردازند.


پی‌نوشت:

شاید بی‌ربط باشد اما پایان کلام، این بیت به ذهنم آمد از اقبال لاهوری:

در جهان نتوان اگر مردانه زیست........هم‌چو مردان جان سپردن زندگی‌است

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۳ ، ۱۲:۵۷
کــاپــا

استدیو کاپا !!!چشمک

و آخر هفته همراه با یک ویدئو موزیک زیبا ، پنج موزیک خاطره‌انگیز و یک مستند کوتاه جالب

 

ویدئو موزیک ببینید

آهنگ ۱

گوش کنید
آهنگ ۲ گوش کنید
آهنگ ۳ گوش کنید
آهنگ ۴ گوش کنید
آهنگ ۵ گوش کنید
مستند کوتاه ببینید

پی‌نوشت

۱.کلید‌واژه‌ها: فریدون، شکیلا، مردم تهران

۲.شما از چی می‌ترسید؟ 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۳ ، ۲۳:۰۲
کــاپــا

چند روز پیش برای برگزاری یه جُنگ اپتیکی در موزه‌ی علوم و فناوری ریاست جمهوری عازم شدیم

مسئولین موزه خودشون دانشجویان فیزیک بودن. یکی‌شون برای انجام چندتا آزمایش دستیارم بود.

تا شرکت کننده‌ها بیان کلی واسم درد دل کرد که دوست داشته فیزیک و ادامه بده و بیاد ارشد و دکتری و از این جور حرفا!

اما بعد لیسانس ازدواج میکنه و وارد دردسرهای ازدواج و زندگی‌ میشه و ... داستان‌هایی که تکراری شده واسه ما.

میگفت یه دختر داره که وقتی میره خونه هر روز مجبورش میکنه ببردش پارک ،مهمونی ‌های اجباری و رفتن خرید و فلان و بهمان ...

بعدش میگفت با این وضعیت که نمیشه دیگه درس خوند! اما با این حال ناشکر نیستم و راضیم از زندگیم...

وقتی برنامه تموم شد موقع برگشت داشتم به حرفاش فکر میکردم . به اینکه اگه منم بعد لیسانس

ازدواج میکردم۱ الان می‌تونستم ادامه بدم یا نه؟

آیا اگه دخترم میخواست ببرمش پارک و من درگیر یه مساله‌ی علمی بودم کدومشو انتخاب میکردم !

اصن دوست داشتم اسم دخترم چی باشه؟ تو مترو یه اسم به ذهنم رسید: آرتمیس!

اما در نهایت با در نظر گرفتن تمام دردسر های ازدواج به این نتیجه رسیدم که یا من اصن نباید ازدواج کنم

یا اگه ازدواج کنم سه تا زن باس بگیرم...آرامچشمکزبان درازی

تا حق ازدواج به درستی ادا بشه و ایمانم نه تنها کامل بشه۲ بلکه سر ریز هم بکنه!

خلاصه اینکه در حالت منطقی اولین گزینه شاید راحتترین گزینه باشه: زن نگیرید۳

به قول یه بنده خدا هنگام نصیحت به پسرش: پسرم هیچ‌وقت زن نگیریا!!! به پسرت هم بگو زن نگیره .


پی‌نوشت

۱.قبل لیسانس میخواستم اما بعدش نه!

۲.در روایت داریم ازدواج نصف ایمانه! سه تا ازدواج به عبارتی میکنه یکی و نصفی!

۳. یه روایت دیگه داریم که میگه زن بلاست اما خدا هیچ خونه ای رو بی بلا نکنه،

اما یه جا دیگه قید شده که: زن زیبا بُوَد در این زمونه بلا! در نتیجه همه زن ها بلا نیستند!

۴.یه استاد داشتیم خیلی مایه‌دار بود و  از دید سرمایه داری میگفت: برای یه لیوان شیر که آدم گاو نمی‌خره!

۵.آقا جون این چه جور استدلالیه! شاید یکی دوست داره، میتونه میخره! یکی هم شاید مصرف شیرش بالاست!

این نقدی بود که یکی از بچه‌ها به جمله استاد می کرد!

۶.شاید یکی دوست داره ایمانش ۴ برابر بشه خو! دوست داره بر بهشت بهشت خانه اهل ایمانه.

۷.در خاتمه خودم و شما رو به تقوا وچشمک ایمان چشمک دعوت میکنم. اونم ایمان دائمی نه ایمان موقت و چند ماهه آرام

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۳ ، ۰۲:۳۳
کــاپــا
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۳ ، ۲۰:۲۲
کــاپــا

می‌گویند: "هر کجای دنیا بروید آسمانش یک رنگ است."

آسمان یک جا آرام است.

آسمان یک کشور توحش و کشت‌آر و خون مردم بی‌گناه‌اش بدست دولت اسلام‌ی را بر زمین می‌بارد

آسمان کشور هم‌سایه‌اش اما دروغ و خشکسالی و دشمن!

اما آسمان دیار همان دشمن و هم دست‌آن‌ش عجیب آبی است!

خوب که نگاه کنی، آسمان شهرهایش هم، هر کدام یک رنگ است !

یک شهر آسمان‌ش این روزها اسید روی صورت مردمان‌ش می‌پاشد

شهری، آسمانش سفید از روی مردمان زحمتکش‌اش و

یک شهر آسمانش خاکستریِ دودی است که ساکنان‌اش از دمار هم در می‌آورند 

اینجا بی تعارف! رنگ آسمان بالای شهرش با پایین شهرش تومنی هفت صنار با هم اختلاف دارد

اینجا جایی است که حتی آسمان محله‌ی بچه پولدار‌ها با آسمان محله‌ی بچه پول‌ندار‌ها،

زمین تا همان آسمان فرق می‌کند...

با این آسمان‌های رنگی رنگی !باید به کسی که این جمله را گفته،گفت:

خواهشاً حرف مفت نزن...


پی‌نوشت:

۱. اصن کی همه جای دنیا رو رفته دیده آسمانش یک رنگه؟

۲.اتفاقا هر جای دنیا از این به بعد(بعد از ارسال این پست) آسمانش یک رنگ نیست.

۳.کلمات مرتبط این پست:

رفاه؛اختلاف طبقاتی؛داعش؛اسید‌پاشی اصفهان؛آزادی؛rich kids of tehran؛دموکراسی و دیکتاتوری؛عاشقی و فارغی؛

پیکان و بوگاتی؛اقدس خانوم و مادام پانته‌آ؛آبگوشت و بیف استروگانف؛ ماچ و بوسه؛آب و شام‌پاین؛سکه و چک‌پول؛

گربه‌ی ولگرد و سگ خانگی؛۶۰متری نقلی و خونه باغ؛موکت و تخت خواب و...

و کلی چیز دیگه که آسمانِ ندارها و آسمانِ دارا ها از بالا می‌بی‌نند!

۴.فیلم شهر زیبا اصغر فرهادی رو ببینید.

۵.آسمان شما چه رنگیه؟

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۶:۵۵
کــاپــا

در رابطه با این پست!

یک قضیه در هندسه داریم که می‌گوید مجموع دوضلع مثلث، همواره از ضلع سوم بزرگ‌تر است.

نام این قضیه؛ قضیه حمار است.

حمار به عربی یعنی الاغ.

حالا چرا اسم این را گذاشت‌اند الاغ؟ آیا این قضیه چیز بدی است!

اولا همان‌طور که در این‌جا گفتیم خر همیشه چیزی بدی نیست.

یک خر برای رسیدن به غذا چشم بسته هم! مسیر ۲ را انتخاب می‌کند.

به لحاظ فیزیکی مسیر پایینی متناظر با کم‌ترین مصرف انرژی است.

بنابراین نتیجه می‌گیریم یک خر هم فیزیک بلد است و هم ریاضی! و هم می‌داند مصرف کم یعنی چه....

حالا وای به حال کسانی که نمی‌دانند...


پی‌نوشت

۱.وقتی کسانی را دیدید که هدر می‌دهند انرژی را آب را و هرچیز با ارزش دیگری را  بر شماست که برایشان قضیه حمار را اکیدا بیان کنید.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۳ ، ۱۹:۵۵
کــاپــا

اومدید؟ وایستادید همه بیان!

اونایی که هنوز نرسیدند، و اونایی هم که جلوترن بیان.

همه اومدن؟ خب حرف مهم ما این است ملت:

آب را وجدانن هدر ندهید

دریاچه هامون که خشک شد

زاینده‌رود هم

دریاچه ارومیه هم آخرین نفس‌هاشو می‌کشه

بیایید آدم باشیم، اصن هرکه آب را هدر بدهد خر است.

چون فقط یک خر مهمترین عنصر حیات خودش را نابود می‌کند.

بیایید خر نباشیم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۳ ، ۰۲:۰۰
کــاپــا

پاییز سال ۹۰ سر کلاس ترمودینامیک! حال درس گوش دادن ن‌داشت‌ام...

روی یه کاغذ A4 نیمه پر، در حالی که استاد لایه‌های نازک درس می‌داد و چون هی به من

نگاه می‌کرد من هم هی یک‌بار به او نگاه می‌کردم و یک‌بار سرم را پایین می‌انداخت‌اَم

و مثلا یعنی دارم افاضات شما را نُت‌برداری می‌کن‌اَم یک جمله می‌نوشت‌اَم

جزوه‌ی آن کلاس شد خُزعبل‌آتی که در زیر می‌آید ! بعله این‌طوری از آن کلاس نُت‌برداری کردم:

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری ***  ماهم از کوچه‌ی معشوقه‌ی تو می‌گذریم

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری  *** خـــیلی خری خـــــیلی خری

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری ***  به خودش یا که ننه‌ش برسان ســلام مارا

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری ***  در حضورش نام ما را هم بیار

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری  ***   التماس دعا برادر

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری  ***  زنگ آخر وایستا

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری   ***  با دیگران زیرآبی بی مروت، عاقبت با ما چرا؟

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری    ***  مرد هم مردای قدیم

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری    ***   مال دیگران خوردن نداره

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری    ***  یکم شیر سگ بهش بده وفادار شه

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری   ***  این عروسی‌ست که در عقد بسی داماد است

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری***کوچه‌ای که شما گرد و خاک می‌کنی آسفالت‌کارش ما بودیم

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری  *** این نیز می گذرد...

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری  *** خب بگذر ! کوچه محل گذر است خو!


پی‌نوشت

۱. شما بچه‌ی خوبی باشید، هرچه استاد گفت بنویس‌اید، باشد که رستگار شوید.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۳ ، ۰۱:۱۲
کــاپــا

دل خوشم به اینکه پارچه‌یِ شلوارِ سیاهِ دلم صاف است، هر روز اگر ناصاف هم ب‌شود، هر شب اُتوی‌ش می‌کنم.

دل خوشم به اینکه موهای افکارم  یک‌دست است، به هم که ب‌ریزد هرشب شانه‌شان می‌کنم.

دل خوشم به لیوان چای یک‌رنگی که هرشب در بالکن اتاقم می‌خورم.

دل خوشم به خانه‌ی نقلی دل خودم! که یک آپارتمان شیک اجاره‌ای نیست! مال خود خودم است...

دل خوشم به خدایی که هرشب از آسمان پایین می‌آید و با من روی لبه‌ی بالکن‌اَم می‌نشیند

و با من چای می‌خورد و باهم به ریش همه‌ی عالم می‌خندیم

دل خوشم به جمله‌ی همیشگی‌اش موقع رفتن که: گور بابای دنیا! حال‌اَت را بُکن اون با من...


پی‌نوشت:

۱."من به عنوان نماینده‌ی تام‌الختیار خدا در این محله و تمام محله‌ها به شما می‌گویم:

بروید حال‌تان را ب‌ُکنید،فقط زیاده‌روی ن‌َکنید." -رضا مارمولک(پرویز پرستویی).مارمولک، فیلم کمال تبریزی

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۰۰:۵۶
کــاپــا

اپی‌زود اول:

یک مرد هیچ‌گاه گریه نمی‌کند مگر این‌که در حال خرد کردن پیاز برای نهار یک جماعت گرسنه خوابگاه‌ی باشد.

نهار ماکارونی است! بَدک نشده، قابل خوردن است...پول در دهان

ما الان در خوابگاه‌ایم !آرام

آی اَم پی ام سی!

آی اَم  اِ ویندوچشمک

-----------------------------------------------------------

اپی‌زود دوم:

مهمان اول

مهندس عمران است،آمده پیش دوست‌اش.

دوست‌اش دوست ماست. پسر خوش تعریف‌ی است؛ دارد از خاطرات سربازی‌اش تعریف می‌کند

یکی‌اش برای‌ام جالب بود!

یکی بوده توی پادگان‌شان همه‌اش فرار می‌کرده می‌رفته خانه! پیش عیال!

آخر تنبیه‌اش می‌کنند که اگر فرار کنی چنین و چنان!

این دوست‌مان به او میگوید ناراحت نباش! خب می‌تونی نامه بنویس‌ی، خودم برات پست می‌کنم.

بعد آن او یک‌بار برای خانم‌اش نامه می‌نویس‌اَد که فدای‌تان شوم! چه کنم که فراغ‌تان آخر مرا خواهد کشت!!!گریه

و انتهای نامه می نگارد، "نمک در نمک‌دان شوری ندارد دل من طاقت دوری ندارد."

نامه را به این دوست‌مان می‌دهد که پست کند،اما چند ساعت بعد خودش فرار می‌کند!

خودش زودتر از نامه‌اش می رسد!

-----------------------------------------------------------

 

اپی‌زود سوم:

مهمان دوم

یکی از دوستان در اتاق‌مان خوش صداست و هر از گاهی ما را به فیض می‌رساند

دیشب برادرش هم آمد پیش‌مان

فتوکپی برابر اصل برادرش البته ده سال بزرگتر و البته مزین به نام فاخر سعید

و حتی خوش صدا‌ تر از دوست ما !

و از آنجا که همه‌ی سعیدها شوخ طبع‌اند و با مزه‌اند آرام تا ساعت ۳-۴ شب در حال بگو بخند و متعلقات بودیم

یک کلیپ نشانم داد که پدرشان هم دستی در خوانندگی داشت و در تولد هفتاد سالگی خودش

برای زنش آی میخواند آی میخواند...

"ای کمر باریک من زلفت چه افشان کرده‌ای ..."

حال کردم

دمش گرم


پی‌نوشت:

۱.ای کسانی که غذای مامان‌پخت و غذای خانه می‌خورید، نوش جان‌تان. باشد که رستگار شوید

۲.مهمان اول گفت دخترا میگن نه ماه حاملگی خیلی سخت است و اگر استخوان پای شما خرد شود ۲واحد درد می‌‌کشید ولی هنگام زایمان زن‌ها ۵تا۶ واحد درد تحمل می کنند!! ۲۴ ماه سربازی که چیزی نیست!!!

باید به اون دخترا گفت وقتی به وسط پای پسرا لگد بزنید ! چیزی حدود ۱۰-۲۰ واحد درد به پسرا وارد میشهبی تقصیر،۲۴ ماه سربازی اتفاقا چیزی هست. وگر نه مردم فرار نمی کنن برن پیش عیال...

۳. وقتی بابای دوستام رو دیدم ، دیدم خیلی شبیه من بود!! هفتاد سالگی هم اگر توفیق نصیب شود هاچ‌خانوم(ا) رو عین همین الان تحویل میگیرم .

۴.خدا همه‌مان را هدایت کند.لبخند

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۵ مهر ۹۳ ، ۱۷:۴۹
کــاپــا