کاپا - این یک راز است

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

کاپا - این یک راز است

اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

۱۹
فروردين
۹۳

  • سعید
۰۱
فروردين
۹۳

هنگامی که بر روی زمین قدم می گذارید همواره اطمینان دارید که قدم های شما رو زمین باقی خواهد ماند و شما در کام زمین فرو نخواهید رفت . اما به راستی دلیل این پدیده چیست ؟

اگر این سوال را از یک فیزیک پیشه بپرسید ، جواب مشخص خواهد بود : نیروی عمود بر سطح !!! .در واقع نیروی عمود بر سطح باعث می شود که هنگامی که شما به زمین نیرو وارد می کنید ، زمین نیز به شما نیرو وارد کند . و به نوعی قانون سوم نیوتن در اینجا حکم فرماست . گویی یک نیرو شما را نگاه میدارد که در زمین فرو نروید .

اما چیزی که به پای شما نیرو وارد می کند و مانع فرو رفتن شما در زمین میشود چه منشا و سرچشمه ای دارد؟

در واقع جواب در نیروهای الکتروستاتیکی نهفته است . هنگامی که شما روی زمین قدم میزنید ، نیروهای دافعه بین الکترونهای کفش شما و زمین باعث می شود شما از زمین رانده شوید و در زمین فرو نروید . این نیروها را در مقیاس بزرگتر بارها تجربه کردیه اید! به عنوان مثال هنگام  ایستادن روی تخت خواب ، شما فنرهای تخت را می فشارید و فنرهای تخت نیز نیرویی به شما وارد می کنند که باعث می شود در تخت فرو نروید !!!!

 

همین فرآیند وقتی یک تخم مرغ روی زمین زمین می افتد و میشکند تکرار می شود،  بازهم این الکترونها و ابر های الکترونی هستند که با نیرویی برابر با نیروی وارد شده به زمین در هنگلم سقوط و مطابق با قانون سوم نیوتن باعث شکستن تخم مرغ می شوند .

پس تا اینجا همان نیرویی که تخم مرغ را میشکند ، شما را روی زمین نگاه میدارد ...

  • سعید
۱۱
اسفند
۹۲

 

ابر آمد و باز بر ســـــــــــبزه گریست  ***** بی باده‌ی ارغــــوان نمی باید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست ***** تا سبزه ی خاک ما تماشاگه کیست

 

 

  • سعید
۲۹
بهمن
۹۲

- ببخشید گفتید پنج معشوقه؟

آری مادمازل ، پنج معشوقه ای که یازده پسر از سیزده فرزندم از آنهاست! دو تا از پسر هایم در کامبوج هستند و همراه خمرهای سرخ می جنگند .

از همسرم مونیک فقط نورودونم سیهاسونی را دارم که در پراگ تحصیل می‌کند ، و نورودوم نوریندراوپونگ که در مسکو درس میخواند.

ولی پنج معشوقه ای که من دارم در مقابل شصت معشوقه‌ی پدر بزرگم هیچ نبودند ، یا در مقابل سیصد معشوقه‌ی جدم !!!!

واما پدرم … او فقط یک معشوقه داشت که آن هم زنش بود یعنی مادر من .

من هم بدم نمی‌آمد شبیه پدرم باشم ، ولی آنوقت که پادشاه بودم (بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۵۵) مادرم مایل نبود که من ازدواج کنم ، چون نمی‌خواست که با یک ملکه دیگر رقابت داشته باشد .

می‌گفت برای ازدواج خیلی جوانی، و فقط اجازه داشتم که معشوقه بگیرم ، که خیلی زود شدند پنج نفر مادمازل!!

چه زحمتی ! ببینید از یک طرف تعدد زوجات چیز خوبی است ، چون مانع ریاکاری و کسالت می شود، من همیشه می گویم که : یک زنه بودن مساوی است با یکنواختی...

ولی از طرف دیگر تعد زوجات زحمت عجیبی است، و نمی دانم پدربزرگم چه میکرد!؟ باید در نظر بگیریم که او از هر شصت معشوقه اش نیز استفاده می کرد! دویست بچه داشت!!!

و اما در مورد جدم ،من معتقدم که نیمی از آن زن ها را محض تماشا نگاه داشته بود ….

روزی که از سلطنت استعفا کردم و با مونیک ازدواج کردم ، فوراً حال خود را بهتر دیدم و امروز که پنجاه و یک سال دارم واقعاً از داشتن یک زن خوشحال هستم ، نه تنها به این خاطر که مونیک زیبا ، باهوش، با مطالعه، فهیم و امیدوارم وفادار است!!!! بلکه از این جهت که نمی توان در این سن و سال به پنج زن رسید و در ضمن در پکن هم نمی شد این کار را کرد ، چینی ها چنین مسائلی را رسوایی می‌دانند ….

 

 

آنچه خواندید قسمتی از مصاحبه اوریانا فالاچی با نورودوم سیهانوک پادشاه سابق کامبوج بود ، از کتاب مصاحبه با تاریخ که در سال ۲۵۳۶ سابق!!! به چاپ (چاپ دوم) رسیده است ... 

  • سعید
۲۲
بهمن
۹۲
  • سعید
۲۰
بهمن
۹۲

داره تو پیاده‌رو می ره ...

اما داره همش اطرافش رو نگاه می کنه .یک بلوز یشمی با یک کاپشن سیاه و یک شلوار جین آبی ، تو دستش هم یک چیز که در پلاستیک پیچیده و دائم مراقبه که باد خرابش نکنه .

اما یهو  باد این چیز بزرگ رو ازش گرفت و چند قدمی با خودش تو پیاده‌رو کشوند ...
و پسرک دنبالش دووید ...نمیدونم چرا ولی من هم دوییدم تا بگیرمش ... بالاخره گرفتمش ولی ... یکم گوشه اش خراب شده بود.

پسرک خودش را به من رسوند و سریع از دست من گرفتش و شروع کرد به وارسی ، وقتی دید گوشه اش کمی خراب شده کمی حالش خراب شد .

یه تابلو نقاشی بود خیلی زیبا !!! عکس یه دختر بود که انگار با مداد کشیده شده بود . و معلوم بود کار یه نقاش زبردسته .بهش گفتم نگران نباش چیزی نشده ، نقاشیه سالمه و میشه درستش کرد .

هیچی نمی گفت و فقط تو چشمام نگاه میکرد ...

یکم جا خوردم! یه بار دیگه ماجرا رو سریع از اول تو ذهنم نوشخوار کردم گفتم شاید اشتباهی کردم ، که در این حین دست رو شونم گذاشت و با ایما و اشاره ازم تشکر کرد ....

پسرک لال بود  . تازه دوزاریم افتاد ...

کمکش کردم که دوباره نقاشیشو  تو  پلاستیکش بپیچه ... و با هم راه افتادیم ، ازش پرسیدم که کار خودته؟ بازم تو چشام نگاه کرد ، چند ثانیه مکث کرد و گوششیو در آورد و یه پیامک  رو بهم نشون داد ، نوشته بود :

برام بنویس...

و سه تا نقطه ...

گوشی اون تو دست من بود و اختیار خودم نه! نمیدونستم باید چی تایپ کنم ! تا چند ثانیه فقط داشتم صفحه گوشی رو نگاه میکردم ... براش نوشتم کار خودته؟ و گوشی رو دادم بهش ، گوشی رو نگاه کرد و با  سرش اشاره کرد که آره .

یه کر و لال نقاش !
 ازش گوشیشو گرفتم و نوشتم : اسمت چیه ؟

نگاه کرد ! تابلو رو زمین گذاشت و اشاره کرد که نگهش دارم و شروع به نوشتن کرد:
 امید
باهاش تا یه جایی که ظاهرا یه موسسه ی فنی و حرفه ای آزاد بود  رفتم ، اونجا مدرس بود ! نقاشی تدریس میکرد .

کلاسش داشت شروع میشد . میخواستم ازش خدا حافظی کنم که اشاره کرد وایستم ! تو گوشیش نوشت:

شماره؟

علامت سوال ...

منم شمارمو بهش دادم و خدا حافظی کردیم ...

امید

 

 

یه دوست بی صدا ...ولی با نقاشی های پر صدا ...

 

 

  • سعید
۱۹
بهمن
۹۲

در این روش از نور لیزر برای  سرد سازی استفاده میشه . اساس کار این روش به این شکل هستش که جریان ذرات ماده با فوتون های نور  لیزر در  برخوردی شاخ به شاخ برخورد می کنند! و انرژی خودشون را پس از برخوردهای زیادی از دست می دهند .

 

نتیجه این از دست دادن انرژی به شکل کاهش انرژی درونی و در نهایت کاهش دما بروز پیدا میکنه .با این روش سرد سازی تا دماهای صفر کلوین (منفی دویست و هفتاد و سه درجه زیر صفر خودمان !)  هم میشه دما رو پایین آورد .

 

  • سعید
۲۹
دی
۹۲

سر بچرخونی مسیر رو به رو تو باختی ... از پل تردید ، با قلبت گذر کن باخودت

 

تنها موندی با خودت ، با دشمنت ، با دوستت

اخ دلم هیشکی کنارت نیست ، سر کن با خودت

هر زمستون ،پیش از این که ریشه پا بندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگ هاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت...

آهنگ تردید از سیاوش

  • سعید
۱۰
دی
۹۲

Freedom...

  • سعید
۱۰
دی
۹۲

با آر سافت (Rsoft) میتوانید :

سیستم های فوتونیکی پیچیده را شبیه سازی کنید

کارایی سیستم های اپتیکی را بررسی کنید

کریستال های فوتونی و موجبر های اپتیکی را طراحی و بهینه کنید

 

 

 

آر سافت ۷.۱ را از اینجا دریافت کنید

گذرواژه: scapa.blog.ir

  • سعید
۰۶
دی
۹۲

یکی از دوست داشتنی ها من ...

آهنگ شب بود از هانی

 

دریافت آهنگ شب بود ...

  • سعید
۰۵
دی
۹۲

کسی مرا به آفتاب‬ معرفی نخواهد کرد‬
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد‬
‫پرواز را به خاطر بسپار‬
‫پرنده مردنی ست‬ ...

 

 

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ، فروغ فرخزاد

دریافت کتاب ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

 

  • سعید
۲۸
آذر
۹۲

تریلیونیوم ثانیه یعنی یک ثانیه را هزار میلیارد قسمت کنید enlightenedحالا یکی از این قسمت ها می شود یک تریلیونیوم ثانیهsurprise . ما فیزیکی ها میگوییم یک پیکو ثانیه ...

 

در این فناوری که دانشمندان مرکز علوم  لیزر الکترون آزاد هامبورگ اونو طرح ریزی کردن ، ظاهرا از امواج الکترومغناطیسی  تراهرتز استفاده شده .

این موج ها مولکول های آب رو به سرعت به جنبش وا میداره و در نهایت باعث بالا رفتن انرژی و جوش اومدن آب در مدت زمان بسیار کمی میشه .

 

 

خداییش خارق العاده اس ... ملت cheeky

  • سعید
۲۶
آذر
۹۲

فیزیک در طول تاریخ بارها و بارها تصورات قبلی ما انسان ها را به هم ریخته است و دریچه ای جدید را به روی ما گشوده است . اما چیزی که قرار است من راجع به آن صحبت کنم . مفهومی است که شاید حتی انسان های هم اکنون هم برایشان عجیب و غریب باشد .

بیایید یک مورد روزمره را بحث کنیم : خط مستقیم !

خط مستقیم ملموس ترین جزء از هندسه است که ما بارها و بارها در روز میبینیم و لمسش می کنیم .

برای رسیدن به یک نقطه همه ی ما میدانیم که کوتاه ترین راه ، راه مستقیم می باشد .

اما اگر بدانید که فیزیک چه بلایی سر این خط مستقیم میآورد تعجب خواهید کرد .

 

در واقع اینکه در روی کره ی زمین کوتاه ترین راه ، راه مستقیم است مرهون این است که کره زمین در جایی از کیهان قرار گرفته است که گرانش کم است .

گرانش باعث می شود فضای تخت و مستقیم ، منحنی بشود ! در این صورت با محاسبات ریاضی میتوان نشان داد که تحت این شرایط دیگر کوتاهترین راه دیگر راه مستقیم نیست .

 

حتی ساده ترین مفاهیم هندسه ی تخت یا هندسه اقلیدسی دیگر صادق نخواهند بود . میتوانید مفهوم این انحنا را مشاهده کنید :

 

 

بنابراین هرجایی که جرم باشد ، معادلات قبلی بهم می ریزد . خوشبختانه کره زمین درجایی از کیهان است که جرم زیادی نسبت به مرکز کهکشانها که در آن هستیم وجود ندارد و بنابراین اثرات انحنا بسیار کم و قابل چشم پوشی است .

  • سعید
۲۶
آذر
۹۲

 

از میان همه ی دلتنگی هایم یکی را برمیدارم

نگاهش میکنم ، می فشارمش ، پرتش می کنم به  طرف آسمان ....

نمیدانم اما چرا الان چند ساعتی است که باران می بارد ...

 

 

 

"دل تنگی" ، کصافط بیـ عدب لئنط به طو

  • سعید