اگر فیزیک نمی دانید ، باز هم وارد شوید

قدر من

وقتی حالم منفی است میان آن دو تا که قرار می گیرد بلافاصله مثبت می شود

و وقتی که مثبت است باز هم مثبت می ماند ! میان دستان تو قرار گرفتن حالم را همیشه مثبت می کند!

تو اکیداً قدر مطلق من هستی!


پی نوشت

1.اصن این ریاضیات همه جا هست!خنده

2.در دُز عشقولانه ی این پست کمی تا حدودی اغراق شده! لذا جو گیر نشوید، اما کلا یه چیز است تو همین مایه هاپول در دهان

۳ نظر
کــاپــا

چرا فلشها می توانند ما نمی توانیم!


پی نوشت

1.یک چیزی که خیلی جالب این است که هر چه میگذرد فلش ها کوچک تر میشوند و ظرفیت شان می رود بالا

ما بزرگتر می شویم و بی ظرفیت تر!زبان درازی

2.یعنی ما خیلی نوبریم که حتی از تکنولوژی ساخته خودمان هم عقب ماندیم!

3.دوباره عکس نوشته را بخوانید.

۱ نظر
کــاپــا

سقوط نرم

یک روزی در محله ما یک مردی بود که خیلی بزرگوار بود. از آنهایی که یک شهر روی اسمش قسم می خوردند.اسمش حاج قربان بود و همه هم به همین اسم صدایش می زدند.در اینجا و اکنون نمی خواهم وصف حال و سجایا و کمالات کنم از حاج قربان اما یک حرفش را میخواهم بگویم: 

می گفت مهمان حرمت دارد. اگر کسی خون پسرم را بریزد و همان دم به من پناه آورد و مهمانم شود تا زمانی که در خانه ی من است حرمتش را نمیریزم ! و انصافا نمی ریخت.

این را  تا اینجا نگه دارید.

حالا یک بازیگر خانم بلند شده رفته یک شهر دیگر مهمان اهالی آن شهر! یک بازیگری که تا توانسته اعتبار خریده برای فرهنگ این مملکت!و یک عده به او شدیدا بی حرمتی کردند! و اما جمعه شهر خواسته به خاطر ورود او عزای عمومی اعلام کند!

حالا از اینکه این داستان در ذات خنده دار است و به این بلاهت باید خندید یا گریید قضاوتش بماند برا شما.

اما اگر قرار باشد برای چیزی عزای عمومی اعلام شود شک نکنید سقوط انسانیت و مروت و بیداد تزویز و تزویر و تزویر قطعاً در اولویت هستند...


پی نوشت

1.فاطمه معتمد آریا تنها نیست. 

2.حالا همین ها که رگ تعصبشان ورغُلُمبیده تا اکنون که من دارم اینرا مینویسم نشده تا حالا در برابر غارت و چپاول و فساد وفلان  و بهمان جیک هم بزنند! اما یهو احساس خطر منافع خوشان را که کنند  و لازم ببینند آب را گل آلود کنند! حتی بهانه پرواز پشه در هوا شهر میتواند دلیل قانع کننده ای برایشان باشد تا در دوثانیه شهر را بهم بریزند! این را میگویند مکتب شعبان بی مخیسم! و کلا پیروان زیادی هم دارد این مکتب در طول تاریخ ایران.

3.مهمان اگر دشمن خونی هم که باشد باز مهمان است!

4.شما که تا اینجا خواندید اصلش را هم بخوانید. 

۰ نظر
کــاپــا

بیداری اسکوبار

یعنی این موزیک ارزش دوست داشته شدن دارد. (موزیک از دیمِن اسکوبار)

Damien Escobar - Awaken


پی نوشت

1.این "ارزش دوست داشته شدن" خیلی چیز مهمی است ملت! خیلی چیزها یا خیلی آدم ها آنرا ندارند، وقت تان را با آنها تلف نکنید. البته گاهی باید خودمان را هم چک کنیم، چون ممکن است خودمان هم مشمول آن باشیم.

2.باشد که رستگار شویم.

3.به نکته ی 1 توجه کنید.

4.از نکته 2 امیدوار باشید.

۱ نظر
کــاپــا

این بار نه

اگر مقدمه بنویسم آهنگ حرام می شود خودتان گوش کنید.


پی نوشت

1.آهنگ از محسن چاوشی - افسار (با همراهی سینا سرلک)

۱ نظر
کــاپــا

کوه در بند...

اگر شُد کوه را دَر بَند کشید! تو را هم می توان...

 

۰ نظر
کــاپــا

هر نفسی

به یاد دو  نامی عرصه وجود ! مندلیف 

که این روز ها کل جدولش با یک نفس کشیدن می چَپَد اندرون ریه و چونان می کند که چُون شود!

و سعدی!

که اگر بود می گفت هر نفسی که فرو می رود مُضر حیات است و چو برمی آید مخرب ذات

پس در هر نفس دو عذاب است و بر هر عذاب فُحشی واجب...


پی نوشت

1.تهران بشدت آلوده است.

2.وقتی حتی نفس کشیدن هم مثل نان شب مشکل می شود... 

۱ نظر
کــاپــا

سیمین بَری

چارِسی یوخ!


پی نوشت

1. نوازنده پیانو انوشیروان روحانی، خواننده ها جمشید شیبانی و اِمِل ساین

۰ نظر
کــاپــا

بگذار تا بخوابند چون خرس در زمستان...


پی نوشت:

1.هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم! چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.

۴ نظر
کــاپــا

بَرکَت


پی نوشت:

1. روزی روزگاری، امرالله احمدجو
2. اختلاس ها به این دلیل برکت می کنند هی!

۲ نظر
کــاپــا

نصیحتی به دختر آینده ام!

سلام دخترم،

اکنون که این نامه را برایت می نگارم تو حتی وحدت وجود نیز نیافته ای! و در دو گوشه از این دنیا انتظار ورود به این جهان خاکی را می کشی. اگر چنانچه روزی این مُهم را یافتی و رشد کردی، روزی که این را می خوانی،  می خواهم که بدان سخت فکر کنی و اگر آن را مُلّبَس به لباس منطق یافتی به آن جامه ای از عمل نیز بپوشانی...

از آنجا که پدرت نه نصیحت می کرد و کمتر نصیحت می شنید و تو هم دختر همان پدری، انتظار ندارم که آن را قبول کنی و در انجام آن بر تو حرجی نیست.

دخترم اگر زمانی خواستی ازدواج کنی به کسی بیندیش که:

اول آدم باشد.

دوم شعور داشته باشد.

و سوم جسور باشد.

و اگرکسی چنین باشد خود می داند چگونه برایت شادی بیافریند. 

هیچ وقت صرفاً به خاطر پول کسی با او ازدواج نکن...

و همیشه این را آویزه ی گوشت کن که یک خر را هرچه قدر هم به پیشرفته ترین سلاح ها مجهز کنی و در بیابان رهایش کنی باز هم گرگ ها او را خواهند خورد و اگر هم شیک ترین کت و شلوار ها از طلا هم بر او بپوشانی باز هم او ذاتاَ یک خر است.  

دخترم فراموش نکن آدم ها با آنچه هستند برای تو قطعا لذت بخش تر خواهند بود از آنچه دارند. تنت را به کسی ارائه بده که روحش را به تو بدهد، و گرنه همه مردها در رختخواب مهربان هستند.

قربان تو پدر آینده ات.

۵ نظر
کــاپــا

شاید هنوز زنده است در ما ایرانی ها

بدون مقدمه بگویم که "آن ها" یک طوری کردند که یک طوری بشود که مردم دیگر بهم "اعتماد" نکنند و  قوانین بشود "قانون جنگل" که مردم "بدرند" یکدیگر را و کسی به کسی  "رحم" نکند...

اما همچون درخشش یک ستاره ی کم نور در آسمانی بس سیاه، "نوری" از "رحم " و "انسانیت" بدرخشد و همه آن را ببینند حتی آن اجنبی های همیشه به گفته ی همان ها "دشمن" ... و تیتر بزنند همان دشمن ها ای مردم جهان کجا نشسته اید که در ایران مردم یک چیزی درست کردند به نام دیوار  مهربانی که بیا و ببین.

یک بارقه ی امید... از شهری که گرفتار است در دریایی از طوفان هایی از همان "آن ها" !

یک حس خوب مثل آن شعر سهراب که: پشت دریاها شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است...

قرار بود بدون مقدمه باشد اما مقدمه دار شد این "دیوار مهربانی" که همه جا پیچیده حتی خارج از ایران حرفش.


پی نوشت

1.Walls of kindness: The viral trend keeping Iran's homeless warm, CNN

۰ نظر
کــاپــا

پیانو می زند

موسیقی هم مثل غذاست ! سعی کنید خوشمزه ها را گوش کنید...

این یه چیزی است تو مایه های شیشلیک...

این هم تقریباً هم مزه کباب سلطانی 


پی نوشت

1.اولی اسمش بود تندیس و دومی قطعه از دیلمان از استاد جواد معروفی

2. البته اینها به این معنی نیست که یه وقت هایی نمی شود فلافل خورد! (#شماعی زاده چشمک) یه وقت هایی فقط

3. بد نیست بدانید، اما ژامبون گربه هم توسط بعضی ها سِرو می شود. (# ..لو)

۲ نظر
کــاپــا

لب نامه

3 سه سال پیش در چُنین روزی !

دوش ، در خوابم بدیدم یـــــــــــک نفر 

*******

می رود این ســــــــو و آن سو هـــر نظر

بانــگ و ناله ســـــــر دهد ای وای من

*******

این چه کاری بود بر احـــــــــــــــوال من؟

رفتمش نزدیک و گفــــــــتم ای سخــا

*******

از چــــــه بابت  از خوشی گشتی جدا؟

گفت اندر شهر ما مـــــــــــــــــردی مرا

*******

کرده عــــــــــــــــاصی او نمی دانم چرا !

هـــــر نظر کو او بیاید ســــــــــــوی من

*******

بوسه می خواهد کُنــــــــــــد از روی من

از تلاش و ســـــــــــعی او زین باب هم

*******

ســـــــــــوی کوه و بادیه مـــن راه ، هــم

گفتمش دخــــــــــتر تو کم داری مـَـگر؟

*******

این چه اســـــــــتدلال برهان اسـت دگر؟

این زمانه دخـــــــــــــــتران در جستجو

*******

تا لبی گیرند ز مـــــــــــــردی  ،  لیک کو؟

هرچه می یابند ، نابند آخـــــــــــــــرش

*******

عاقبت هــــــــــــــــــــم نیز مانند در بَرش

اینکه مـــــــــــــن گفتم درون فــکر رفت

*******

اندکی این ســـــــــو و آن ســو هم برفت

ناگهان دیدم که ســـــــــــــــــویم آمدی

*******

گفت ای مــــــــــــرد جوان و ای سَــــخی

من تحــــــــــــــــول یافتم از حـــــرف تو

*******

می توانم من کنـــــــــــــم خواهش ز تو؟

گفتــــــــــــــــمش جانا بگو من حاضرم

*******

ایـــــــــــــــــــن چنین زیبا رُخی را چاکرم

گفـــــــــت ، من بوســه نکردم تا بحال

*******

میشود آیا که من را ............. (بیخیال)

گفتمش هـــــــر چند که من ناراضــیم

*******

اهل تقوا هســـــــــــــــتم و دین بازی ام

لیــــــــــــــــک از بهر رضای او خـــــــدا

*******

می دهم من این ذِکات لــــــــب  ،  تو را

تا که گفتم خــــنده بر رویش نشست

*******

زود جَستُ و در کنــــــــارم می نِشست

تا کــــــه  لب هایش به نزد آورد و لــب

*******

روی لب هایم نهاد و .......... وای عجب!

این  چنین  شیرین ندیدم مـــــــن دگر

*******

قند و شــــیره ، هم عسل ، حتی شکر!

لب نبود آنکه گرفتـــم در دهــــــــــــان

*******

لعل نابی بود  ،  ای دادم فَغـــــــــــــــــان

از بـــــــس آن لب ها به ما دادند حـال

*******

این چه گویم من شــما را .....بی خیال!

دخترک از کیف وعشق وحـــول و حال

*******

یک دمی من را  ، نمی دادی مجــــــــال

من نمی دانم چه شــــد در قیل و قال

*******

یکدفعه جَوّش گرفت این ســـــــــیب کال

ناگهـان من را چونان ، بگرفــــــــت گاز

*******

یا خدا من را گرفت برق ســــــــــــــه فاز

ناله کــــــــردم ، درد بُردم ،  بــس زِ آز

*******

آمـــــــــــــــــدم بیرون از این خواب دراز

مست بودم تا ســـحر  گفتم که کاش

*******

در کنــــار ما ،  بُدی  این   خوش-تراش

شِکوه کردم که خدا آخـــــــــــــــــر چرا

*******

بی سبب ، مــــــــا را زهم کردی جدا ؟

تا که بیداریم مــــا .......... که بگذریم

*******

نا شود در خواب هـــــــــــم حالی بریم؟

او نـــــــــــــــــــــدا دادم مرا ای بنده ام

*******

در نمـــــک ، من کِیس ها خوابـانده ام!

بهر تو ، باشـــــــی اگر خوب و درسـت

*******

جان مـــــن این کیس ها از آن   تُوست

گفتمــــــش الحق خدایی مال توسـت

*******

هـم رحـــــیم و مهربان ، هم کار درست

سیـــــــــنه ام را نور مهر تو بشـُــست

*******

من تو را عاشق شــــدم ، روز نخــست

کاپا 12 آذر 91 

1. و تو چه میدانی که لب آرام چیست!!!! آیا تفکر نمی کنید!
2. خودم و شما را  به تقوا دعوت می کنم، باشد که خداوند همه ما را آدم کند!
۱ نظر
کــاپــا

کمتر کسی دارد

بعضی آدم ها یک چیزهایی دارند که نادر است....

اگر در کسی دیدید، معطل نکنید!

بغلشان کنید و ولش نکنید...

این ها با ارزش اند


پی نوشت

1.از کتاب شازده کوچولو - آنتوان اگزوپری

۴ نظر
کــاپــا